۱۸-۲-۱۳۸۶, ۰۱:۱۶ عصر
{EDITOR=
سلام
شنيدم که گر قوی زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در ميان غزل ها بميرد
گروهی برآنند کاين مرغ شيدا
کجا عاشقی کرد؟ آن جا بميرد
شب مرگ از بيم آن جا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نکته گيرم که باور نکردم
نديدم که قويی به صحرا بميرد
چو روزی ز آغوش دريا برآمد
شبی هم در آغوش دريا بميرد
EDITOR}
سلام
شنيدم که گر قوی زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد
شب مرگ تنها نشيند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بميرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در ميان غزل ها بميرد
گروهی برآنند کاين مرغ شيدا
کجا عاشقی کرد؟ آن جا بميرد
شب مرگ از بيم آن جا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بميرد
من اين نکته گيرم که باور نکردم
نديدم که قويی به صحرا بميرد
چو روزی ز آغوش دريا برآمد
شبی هم در آغوش دريا بميرد
EDITOR}