۸-۲-۱۳۸۶, ۱۰:۵۲ عصر
{EDITOR=
آمد او مانند گل در خواب من رویید و رفت
آمد و زخم دلم را با نگاهی چید و رفت
نیمه شب بود و دلم مثل همیشه تنگ بود
آمد او مانند خورشیدی به من تابید و رفت
باغبان مهربان هر لحظه آمد سوی دل
غنچه های باغ قلبم را همه بویید و رفت
من به درد بی کرانش از سحر تا وقت شام
گریه کردم لیک او بر گریه ام خندید ورفت