۲۰-۴-۱۳۸۸, ۰۲:۵۳ عصر
شرف نفس از سعدى
شرف نفس بجودست و كرامت به سجود
هر كه این هر دو ندارد عدمش به زوجود
اى كه در نعمت و نازى بجهان غره مباش
كه محالست در این مرحله امكان خلود
اى كه در شدت فقرى و پریشانى حال
صبر كن كین دو سه روزى بسر آید معدود
خاك راهى كه بر او مى گذرى ساكن باش
كه عیونست و جفونست و حدودست و قدود
این همان چشمه خورشید جهان افروز است
كه همى تافت بر آرامگه عاد و ثمود
خاك مصر طرب انگیز نبینى كه همان
خاك مصرست ولى بر سر فرعون و جنود
دنیا آن قدر ندارد كه بر او رشك برند
اى برادر كه نه محسود بماند نه حسود
قیمت خود به مناهى و ملاهى مشكن
گرت ایمان درست است بروز موعود
دست حاجت كه برى پیش خداوندى بر
كه كریمست و رحیمست و غفورست و ودود
كرمش نامتناهى نعمش بى پایان
هیچ خواهنده از این در نرود بى مقصود
پند سعدى كه كلید در گنج سعد است
نتواند كه بجاى آورد الا مسعود
شرف نفس بجودست و كرامت به سجود
هر كه این هر دو ندارد عدمش به زوجود
اى كه در نعمت و نازى بجهان غره مباش
كه محالست در این مرحله امكان خلود
اى كه در شدت فقرى و پریشانى حال
صبر كن كین دو سه روزى بسر آید معدود
خاك راهى كه بر او مى گذرى ساكن باش
كه عیونست و جفونست و حدودست و قدود
این همان چشمه خورشید جهان افروز است
كه همى تافت بر آرامگه عاد و ثمود
خاك مصر طرب انگیز نبینى كه همان
خاك مصرست ولى بر سر فرعون و جنود
دنیا آن قدر ندارد كه بر او رشك برند
اى برادر كه نه محسود بماند نه حسود
قیمت خود به مناهى و ملاهى مشكن
گرت ایمان درست است بروز موعود
دست حاجت كه برى پیش خداوندى بر
كه كریمست و رحیمست و غفورست و ودود
كرمش نامتناهى نعمش بى پایان
هیچ خواهنده از این در نرود بى مقصود
پند سعدى كه كلید در گنج سعد است
نتواند كه بجاى آورد الا مسعود