سایت سبزدلان گزیر

نسخه کامل: جملات کوتاه رمانتیک3}
شما در حال مشاهده نسخه متنی این صفحه می‌باشید. مشاهده نسخه کامل با قالب بندی مناسب.
{EDITOR=

*[<]*جمـلات رمـانـتــيـك 2*[>]*[>]
 فقط كسي معني دل تنگي را درك مي كند كه طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به كسي وابسته نشو كه سر انجام آن وابستگي دلتنگيست
 اگر گناه وزن داشت هيچ كس را توان آن نبود كه گامي بردارد.....تو از كوله بار سنگين خويش ناله مي كردي و شايد من كمر شكسته ترين بودم

../FONT>

عشق يعني سخن از زخم شقايق گفتن حرفي از جنس زمان با دل عاشق گفتن

** زندگي سه چيز بيش نيست: اولي: به اجبار به دنيا اومدن، دومي: با غم زيستن، سومي‌: با آرزو مردن

در زندگي به چند چيز اعتقاد دارم..........1) اقبال همواره همراه كوشش است. 2)تا نو محرز نشده نبايد كهنه را دور انداخت 3)گذشته را بايد در اغوش گرفت اما در ان زندگي نكرد. 4)روح مهربان مغلوب نميشود. 5)براي تغيير دادن سرنوشت بايد درون را تغيير داد
 توي روزگاري كه عشق ديگه رسم زندگي نيست وقتي تو دلهاي سنگي هيچكسي هميشگي نيست بين اين همه غريبه يه نفر مثل تو ميشه آشنايي كه تو قلبم ميمونه واسه هميشه
 من به آن چشم قشنگ تو گرفتار شدم/ تشنه آمدنت تشنه ديدار شدم/ تو به من از دل و جان مهر و محبّت دادي/ رفتي و بار دگر يار شب تار شدم
 تو نباشي چه كسي منو نوازش ميكنه با صبوري با من دل خسته سازش مي كنه
 من از طرح نگاه تو اميد مبهمي دارم/ نگاهت را نگير از من كه با آن عالمي دارم
 هر كودكي بااين پيام‌به‌دنيامي آيد، كه‌خدا هنوز ازانسان نااميد نيست!
 گريه در چشمان من توفان غم دارد ولي/خنده بر لب مي زنم تا كس نداند راز من
 عشق با روح شقايق زيباست عشق باحسرت عاشق زيباست عشق با نبض دقايق زيباست عشق با زهر حقايق زيباست عشق با در حسرت ديدار تو بودن زيباست
 بهونه ي بودن من چه خوبه با تو زندگي قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگي بهونه ي بودن من با رفتنت چي كار كنم بجاي خوندن به خدا فقط بايد دعا كنم...
 اگر ميشد صدا را ديد چه گل هايي. چه گل هايي. كه از باغ صداي تو به هر آواز ميشد چيد اگر ميشد صدا را ديد
 ديشب دل ديوانه ي من داشت با من سر جنگي كه مپرس گفتم اي دل، به خدا مي دهمت گوشمالي قشنگي كه مپرس دل من حرف به خرجش نرود شده ديوانه ي منگي كه مپرس! مي كشد آه به قسمي كه مگو مي كند گريه به رنگي كه مپرس
 اگر پسر نبود دعوا نبود ... خشونت نبود عشق نبود اگر دختر نبود هوس نبود ... لطافت نبود ... دعواي پسرا نبود... عشق نبود. به نظر شما بهتر نبود هيچ كدوم نبوديم؟؟؟
 ميدوني سخت ترين روز چه روزيه ؟؟؟ روزي كه قلبهايي كه در كنار هم براي هم مي تپيدن از هم جدا بشن .دلهايي كه محرم هم بودن محرم دل كس ديگري بشن
 عامل بستگي دارد: نيرويي كه به كار نميبريم، عشقي كه ابراز نميكنيم، احتياطي ناشي از خودپسندي كه نيروي خطر كردن در كارها را از ما ميگيرد و نيز طفره رفتن از پذيرش درد كه خوشبختي را نيز از دسترس خارج ميكند
 گلي از شاخه اگر مي چينيم برگ برگش نكنيم و به بادش ندهيم لااقل لاي كتاب دلمان بگذاريم وشبي چند از آن را هي بخوانيم و ببوييم و معطر بشويم شايد از باغچه ي كوچك انديشه مان
 هيچگاه در ژرفاي انديشه ام گلي را زيباتر از تو حس نكردم و نخواهم كرد. اي ماه آسمان سكوت غم آلود من، با نور نگاهت ظلمت بي سرانجام مرا از بين ببر كه جز تو تكيه گاهي نيافتم. اي گل زيباي باغ عواطف تمامي گلها از حسن جمال تو در شگفتند ، من خار تو گشته ام اي زيباي من. مرا درياب كه محتاج مهر مهربان تو هستم
 منتظر باشي كه دوباره زل بزني به صفحه سرد مونيتور و فقط نگاهت به ايدي يه نفر باشه و همش دعا كني كه روشن باشه با اينكه از قبل ميدوني امشبم مثل تموم شبهاي گذشته فقط بايد چشمهاي خواب رفته ادمك ايديشو ببيني و درد ودلاتو براش اف بذاري به اين اميد كه شايد اومدو خوند و جوابتو داد جوابهايي كه مثل هميشه حرف تازه اي توش نيست انگار كه هيچوقت نميخواد باور بكنه كه: دوستش داري
 تنها كسي كه در زندگي مرا شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد: تو مرا شاد مي كني
 به اندازه بارون ستاره ها دوست دارم تو منو به اندازه يه پلك زدن دوست داشته باش
 عهد كردم اگر بوسه داد توبه كنم... بوسه اي داد؛ چو برداشت لب از روي لبم، توبه كردم كه دگر توبه بي جا نكنم
 سلام . سال نو باز هم مبارك ...
 عــشق گوش دادن نيست بلكه درك كردن است فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است عــشق ديدن نيست بلكه احساس كردن است عــشق جا زدن و كنار كشيدن نيست بلكه صبر كردن و ادامه دادن است
 اگه بگم كه قول ميدم تا هميشه باهات باشم ، اگه بگم كه حاضرم فداي اون چشات بشم ، اگه بگم توآسمون عشق من فقط تويي اگه بگم بهونه هرنفسم تنها تويي ، اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت مي كنم ، اگه بگم زندگي مو بذر بهارت مي كنم ، اگه بگم ماه مني هر نفس راه مني ، اگه بگم بال مني لحظه پروازمني ، ميشي برام خاطره قشنگ لحظه ي وصالي ميشي برام باغبون ميوه هاي تشنه وكال ميشي برام ماه شبهاي بي سحري ميشي برام ستاره ي راه سفر؟
 دلم كه شكوه ز دست توبا خدا ميكرد/ ميان شكوه نهاني تو را دعا ميكرد/ به ياد توست همه لحظه هاي هستي من/ دل تو كاش كه يك لحظه ياد ما ميكرد
 بوديم و كسي قدر ندانست كه بوديم/ باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم
 اي آيه مكرر آرامش مي خواهمت هنوز...آري هنوز هم درياي آرزو در اين دل شكسته من موج مي زند راهي به دل بجو...
 سرمايه آدمي يك نفس است و آن يك نفس براي هم نفس است گر نفسي با نفسي هم نفس است آن يك نفس براي يك عمر بس است
 سعي كن آن چيزي كه دوست داري به دست بياوري ، وگرنه مجبور خواهي شد آن چيزي كه بدست آوردي دوست بداري كساني از پله هاي موقعيت بهتر بالا ميروند كه پاهايشان را بر پله هاي فرصت بگذارند چرا در جست و جوي محبت هستيد ، خود خالق و باعث محبت باشيد از ديروز بياموز براي امروز زندگي كن و به فردا اميدوار باش براي بدست آوردن چيزي كه تا به حال بدست نياوردي بايد تبديل به كسي بشي كه تا حالا نبودي
 آسمان را بنگر و به سكوت پر رمز و رازش بيانديش ستاره ي خود را در آسمان زندگيت پيدا كن و به سمت آن ستاره حركت كن. نگران راه مباش، آنكه ستاره را براي تو آفريد راه رسيدن به آن را نيز نشانت خواهد داد.
 آسمان فرصت خوبي اگر پر بكشيم/به افق هاي دل انگيز خدا سر بكشيم
 وقتي كوچيك بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا كه بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............كاش كوچيك مي مونديم تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا كه بزرگ شديم و فرياد هم كه مي زنيم باز كسي حرفمون رو نميفهمه
 درخت را به نام برگ بهار را به نام گل ستاره را به نام نور كوه را به نام سنگ دل شكفته مرا به نام عشق عشق را به نام درد مرا به نام كوچكم صدا بزن!
 به كودكي گفتند: عشق چيست؟ گفت : بازي به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت آهي كشيد و سخت گريست به گل گفتند: عشق چيست؟ گفت : از من خوشبو تره به پروانه گفتند: عشق چيست؟ گفت :از من زيبا تره به اتش گفتند عشق چيست؟ گفت: از من سوزنده
 انسان بايد شاد به هدف برسد، نه اينكه به هدف برسد تا شاد شود. (آنتوني رابينز(
 نميدانم چرا دوست داشتن در قلب احساس مي شود قلبي كه كارش به جريان در آوردن خون است نه احساس حقايق.
 دختران روستا به شهر فكر مي كنند! دختران شهر در آرزوي روستا مي ميرند! مردان كوچك به آسايش مردان بزرگ فكر مي كنند! مردان بزرگ در آرزوي آرامش مردان كوچك مي ميرند! كدامين پل در كجاي جهان شكسته است كه هيچ كس به خانه اش نمي رسد
 الو سلام منزل خداست؟ اين منم مزاحمي كه آشناست هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است ولي هنوز پشت خط در انتظار يك صداست شما كه گفته ايد پاسخ سلام واجب است به ما كه مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟ الو دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد خرابي از دل من است يا كه عيب سيم هاست؟ چرا صدايتان نمي رسد كمي بلند تر صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟ اگر اجازه مي دهي برايت درد دل كنم شنيده ام كه گريه بر تمام دردها شفاست دل مرا بخوان به سوي خود تا كه سبك شوم
 هر كلمه و هر لحظه از تو مي نويسم نمي دانم همسفر كدامين غروبي؟ ولي من همينجا منتظر بازگشت تو خواهم ماند... قرارمون همينجا توي جاده تنهايي سر دو راهيه رفتن و ماندن كنار تابلوي عشق و نفرت زير سايه درخ ت سبز اميد من نشسته ام روي صندلي انتظار ممكنه گيسوانم سفيد باشد , اما قلبم مثل نفسهايم گرم است.... مطمئنم مرا خواهي
 من ازمردن نمي ترسم،هراس از زندگي دارم كه هر روزش مثه ديروز،از اين تكرار بيزارم من از مردن نمي ترسم،كه هر چي باشه يكباره هراس از زندگي دارم،كه دردش پر ز تكراره اگه زندگي همينه،آره من عاشق مرگم مي خوام از شاخه بيفته،دونه آخر برگم زندگي مثه يه داسه،آدما مثل درختن ظريفاشون زود ميميرن،ديرتراونا كه سختن...
 آه از راه محبت كه چه بي‌پايان است با دو منزل كه يكي وصل و يكي هجران است
 آنگاه كه غرور كسي را له مي كني، آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني، آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني، آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني؟
 ما را به ناز فروشان نياز نيست تا خدا بنده نواز است به بنده چه نياز است؟
 در جواني گريه كردم هيچ كسي يادم نكرد/ در قفس جان دادم و صياد آزادم نكرد/ آتش عشقت چنان از زندگي سيرم كرد/آرزوي مرگ كردم مرگ هم يادم نكرد
 باز آمدم بنويسم از خواستن ونرسيدن واي عاشقان بدانيد براي رسيدن تنهاخواستن كافي نيست بايد از جان هم گذشت واي آنان كه رسيدن برايتان كوهي شده فقط بدانيد با يك احساس خوب ميتوانيد كوه را برداريد. من پيغام شكفتن را به شما دادم اين شما و اين پاكي احساستان با آرزوي موفقيت
 بوسه بر عكست زنم ترسم كه قابش بشكند.قاب عكس توست اما شيشه ي عمرمن است بوسه بر مويت زنم ترسم كه تارش بشكند.تارموي توست اما ريشه ي عمر من است
 خوشبختي يعني هماهنگي باروزگار پس خوشبخت واقعي كسي است كه هيچ موقع پيش آمدهاي روزگارخم به ابروي او نياورد وهميشه خدا را بر اعمال وسرنوشت خود واقف بداند
 آنقدر قوي باش كه بتواني با روزگار روبرو شوي. آنقدر ضعيف باش تا بتواني قبول كني كه نمي تواني همه ي كارها را به تنهايي انجام دهي . و در مقابل كساني كه به كمك تو احتياج دارند بخشنده باش . در مورد نياز هاي شخص ات صرفه جو و قانع باش . آنقدر عاقل باش تا قبول كني در مورد همه چيز آگاهي نداري . آنقدر ساده باش كه به معجزه اعتقاد داشته باشي . شادي هايت را با ديگران تقسيم كن . در غم و اندوه ديگران شريك شو . راهنماي افرادي باش كه خود را گم كرده اند .
 تكيه به شونه هام نكن من از تو افتاده ترم ما كه به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم كي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت كنم حيف تو نيست كنج قفس چادر غم سرت كنم من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها نه برده ي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همينو بس غصه نداره بي كسيم قشنگيه قسمت ماست كه ما به هم نمي رسيم
 قبل از هر چيز جمله هاي امروز: «فردا و ديروز با هم دست به يكي كردند. ديروز با خاطراتش مرا فريب داد و فردا با وعده هايش مرا خواب كرد.وقتي كه چشم گشودم امروز گذشته بود
 تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم تو كيستي كه من از موج يك تبسم تو بسان قايق سرگشته روي گردابم
 وقتي نقاب محور يكرنگ بودن است معيار مهر ورزي مان سنگ بودن است ديگر چه جاي دلخوشي و عشق بازي است اصلا كدام احمق از اين عشق راضي است ؟؟!!!!
 يه رنگ سرخ زيبا مثل برگاي شقايق تو كتاب عشق نوشته غم و غصه واسه عاشق نوشته عاشق هميشه توي بحر غم مي مونه دل عاشقم نمي شه آوازشادي بخونه آخه اون كه جون و قلبش توي زندوني اسيره توي اين زندون نباشه طفلكي دلش مي گيره اين دل عاشق هميشه واسه يارش
 آهاي آدميان ، به چشمهاي خود بياموزيد كه نگاه به كسي نيندازند ، اگر نگاه انداختند عاشق نشوند اگر عاشق شدند وابسته نشوند اگر وابسته شدند مجنون نشوند و اگر نيز مجنون شدند با عقل و منطق زندگي كنند
 اگر عشقي نباشه آدمي نيست/ اگر آدم نباشه زندگي نيست/ نپرس از من چه آمد بر سر عشق/ جواب من جز شرمندگي نيست
 تا با غم عشق تومرا كار فتاد/ بيچاره دلم در غم بسيار فتاد/ بسيار فتاده بود دلم درغم عشق/ اما نه چنين زار كه اينبار فتاد
 گل فرستادي مرا.اي خوشتر از گل روي تو/ گل نباشد در لطافت.چون بهشتي خوي تو/ جز دلي رنجور و غير از نيمه جاني دردمند/ من چه دارم؟ تا به جاي گل فرستم سوي تو
 دوستت دارم به چشماني كه رنگش رنگ شبهاست به آن نازي كه در چشم تو پيداست به لبخندي كه چون لبخند گلهاست به رخسارت كه چون مهتاب زيباست به گلهاي بهار و عشق و هستي به قرآني كه او را مي پرستي قسم اي نازنين تا زنده هستم تو را من دوست دارم....ميپرستم
 نمي گويم زندگي كارساده ايي است. نمي گويم هميشه خوشاينداست . اماباتمام مشكلاتي كه برايمان پيش مي آيد.زندگي .... ازماانساني بهترونيرومندترميسازد. به يادداشته باش: درزمان آزردگي .رنج را ازخود دوركن . درزمان خشم .خود را رهاساز. در ناكامي .برخودچيره شو. تامي تواني يارخودباش . مي تواني بهترين دوست خودباشي . اما به هنگام آشفتگي مرا خبركن . مي كوشم بدانم چه وقت بايد دركنارت باشم . اماگاهي ممكن نيست .پس توخبرم كن . عشق تنها هديه ايي است كه مي توانم به توبدهم . وايثاريكي
 تو عطر تازه ي ياسي ، بيا به خانه ي من/ تو دست نرم بهاري بيا به كاشانه ي من/ بهشت بي تو ، بي معناست كنار خلوت دل/ من و توايم و بهشتي است كنج خانه ي من/ سكوت خلوت آغـوش تو، كرانه ي من
 نصيحت: مواظب خودت باش....! يك خواهش : اصلا عوض نشو....! يك آرزو : فراموشم نكن....! يك دروغ : دوستت ندارم....! يك حقيقت : دلم برات تنگ شده....! ويك رويا : تورو داشتن
 موقعي كه مي خواستمت مي ترسيدم نگات كنم، موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم. موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم،موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم …
 من مي خوام كبوتر دل تو رو اسير كنم/ اين دل تشنه رو از چشمه عشقت سير كنم/ بزنم به موج درياي خيال عشق تو/ باقي عمرمو عاشقونه با تو پيركنم!
 عشق يعني خون دل يعني جفا. عشق يعني درد و دل يعني صفا. عشق يعني يك شهاب و يك سراب. عشق يعني يك سلام و يك جواب. عشق يعني يك نگاه و يك نياز. عشق يعني عالمي راز و نياز. عشق يعني همچو ليلا خون شدن. يا چو مجنون راهي صحرا شدن عشق يعني تيشه فرهاد ها عشق يعني عالم فرياد ها عشق يعني زخم كوه بيستون عشق يعني ناله هاي درد و خون عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني يكه و تنها شدن. عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هرچه بيني عكس يار عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني حسرت شبهاي گرم عشق يعني ياد يك روياي نرم عشق يعني تا ابد بي سرنوشت عشق يعني آخر خط بهشت عشق يعني گم شدن در لحظه‌ها عشق يعني آبي بي انتها چه زيباست نوشتن وقتي ميداني او ميخواند... چه زيباست سرودن وقتي ميداني او ميشنود... چه زيباست جنون وقتي ميداني او ميبيند
 عشق عشق مي آفريند عشق زندگي مي بخشد زندگي رنج به همراه دارد رنج دلشوره مي آفريند دلشوره جرات مي بخشد جرات اعتماد به همراه دارد اعتماد اميد مي آفريند اميد زندگي مي بخشد زندگي عشق مي آفريند عشق عشق مي آفريند
 پاكترين عشق آنجاست كه انتظاري نيست: در عدم وابستگي
 زخود هر چند بگريزم ، همان در بند خود باشم ، من آن آهوي تصويرم ، شتاب ساكني دارم
 زندگيت پيشاپيش در درون خويش سازمان يافته است. حيات از حيات برميخيزد. غنچه به سيماي گل ميشكفد، كودك نيز فردي بالغ ميشود. به هر مرحله اعتماد كن و قدرش را بدان و بگذار مرحله بعد بدون تلاش به سراغت بيايد
 من دوست داشتم .....پس انسان را آفريدم "، پس عشق ، با هيجان جنسي بسيار تفاوت دارد. عشق پر از خلاقيت ، شعور و آگاهي ، آزادي و.... است
 عاشقت گشتم تو گفتى عاشقان ديوانه اند، عاقبت عاشق شدى ديدى كه خود ديوانه اى
 يكي از بهترين ها مي گويد: اگر كسي واقعاً يكي را دوست داشته باشد، بيشتر از اينكه بهش بگه دوست دارم ميگه مواظب خودت باش، پس مواظب خودت باش
 شب به كوي عشقم و روز در ويرانه اي / دل همي گويد بيا با هم بسازيم خانه اي/ عاشقان خانه ندارند دل مگر ديوانه اي / يار اگر پرسيد نشان منزل ما را بگو ... ميدان عشق ، خيابان وفا ، كوچه دل
 دوستي بسته پيچيده به روبان ها نيست كه كسي روز تولد به كسي هديه كند ولي من تماميت خود را در سفره چرميني خواهم پيچيد و شبي در چار سوي بادها رها خواهم كرد چه كسي مي داند؟؟ شايد از بركه متروكي هم صدفي صيد شود
 واقعيتي كه تجربه ميكنيد انعكاس انتظارهايتان است اگر هر روز همان تصاوير را فرا افكنيد واقعيت شما هر روز همان گونه خواهد بود هرگاه توجه كامل باشد ، از ميان اغتشاش و آشفتگي نظم و روشنايي پديد مي آورد
 بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه ي عشق تر است. (سهراب سپهري(
 مي دوني دوست يعني چي؟ يعني: د: داشتن . و: اوني كه . س :ستايش كردنش . ت: تمومي نداره
 اگه تنها بودي تو تنهاييت احساس كردي كه تنها بنده تنها فقط تويي ناراحت نباش چون يكي رو داري كه خودش تنهاست اما هيچوقت تنهايي رو براي بنده هاش نميخواد به اون رجوع كن ميبيني كه تنها نيستي
 زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم اما گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم....تو نيز به آموختي چگونه دوست بدارم اما به من نياموختي كه چگونه تو رو فراموش كنم
 اگر باران بودم آنقدر مي باريدم تا غبار غم را از دلت پاك كنم اگر اشك بودم مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه اي از وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم آهنگ دوست داشتن را برايت مينواختم ولي افسوس كه نه بارانم نه اشك نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم
 پازل دل يكي رو بهم ريختن هنر نيست..... هر وقت با تيكه هاي شكسته ي دل يك نفر ، يك پازل جديد براش ساختي هنر كردي
 با عشق زمان فراموش مي شود و با زمان عشق
 نازنينم چه دعايي بهتر از اين: خنده ات از ته دل. گريه ات از سر شوق،.نبود هيچ غروبت غمناك
 عشق چيست؟ افسانه اي بيش نيست. با لبخندي آغاز مي شود با بوسه اي جان مي گيرد با قطره اي اشك پايان مي پذيرد
 اين جمله هميشه يادت باشه: زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است
 دلم احساس غم دارد/ در اين انبوه ويراني/كمي تا قسمتي ابري/ و شايد باز باراني
 چنين گفت زرتشت........عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي كن و از جدايي جدا باش..........
 دريا باش كه اگر كسي سنگ به سويت پرتاب كرد، سنگ غرق شود نه آنكه تو متلاطم شوي
 سه جمله ي زيبا: 1) اگر اولش به فكر آخرش نباشي آخرش به فكر اولش مي افتي. 2) لذتي كه در فراغ هست در وصال نيست چون در •
فراغ شوق وصال هست و در وصال بيم فراغ . 3) آغاز كسي باش كه پايان تو باشد

• نوشته شده توسط- با با باران
• نقل وتهيه از : م . ح

EDITOR}
لینک مرجع
  • سایت سبزدلان گزیر : http://www.geziri.ir/index.php
  • :